السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
343
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
يعقوب است . جبرئيل گفت : خداوند مىفرمايد بگو : « اللّهمّ ، إنّى أسألك بأنّ لك الحمد ، لا إله إلّا أنت [ المنّان ] بديع السّموات و الأرض ، يا ذا الجلال و الإكرام ، أن تصلّى على محمّد و آل محمّد ، و أن تجعل لى من أمرى فرجا و مخرجا ، و ترزقنى من حيث أحتسب و من حيث لا أحتسب . » - خداوندا ، همانا از تو درخواست مىنمايم به حقّ اينكه ستايش مختصّ توست ، معبودى جز تو كه [ بسيار بخشندهاى و ] نو آفرين آسمانها و زمين هستى وجود ندارد ، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى ، و در امر من گشايش و راه بيرون آمدنى قرار دهى ، و چه از آنجا كه گمان دارم و چه از آنجا كه گمان ندارم ، روزىام دهى . اينك مىگويم : حضرت يوسف عليه السّلام به امور گوناگونى امتحان شد ، شايد در هر بلا و گرفتارى ، دعا يا دعاهايى داشته ، و چه بسا كه آن بزرگوار دو دعاى نخست را كه پيشتر ذكر نموديم در زندان عزيز مصر ، و دعاى سوّم را هنگام محبوس شدن در چاهى كه برادرانش وى را بدان انداخته بودند ، خوانده است . دعاى بعد از سلام دو ركعت چهارم قابل توجّه است كه اين دعا ، دعاى جليل و عظيمى است ، و ما آن را به چندين سند روايت كردهايم ، دو طريق آن را در اينجا ذكر مىكنيم ، زيرا در الفاظ دعا كه به سندهاى مختلف نقل شده ، افزونى و كاستى وجود دارد . طريق اوّل : علىّ بن نصر نامهاى به حضرت « 1 » نوشت و از او درخواست نمود كه در ذيل آن دعايى مرقوم فرموده و به وى بياموزد ، كه در اثر خواندن آن از گناهان محفوظ بماند ، و نيز دعايى باشد جامع بين حوائج دنيا و آخرت . حضرت به خطّ
--> ( 1 ) ظاهرا مقصود امام جواد عليه السّلام است ، به جامع الرّواة ، ج 1 ، ص 606 رجوع شود . و نيز ناگفته نماند كه اسم راوى در يك نسخهء كافى علىّ بن بصير ، و در نسخهء ديگر آن علىّ بن نصير ، و در متن فلاح السائل ( كه ظاهرا سيّد نسخهء ديگر كافى را داشته و از روى آن نقل فرموده ) « علىّ بن نصر » است ، چنان كه در جامع الرّواة نيز چنين است .